السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

72

جواهر البلاغة ( فارسى )

المسك موجه الذهب . 8 - هدف هشتم شگفت و تازه شمردن مشبّه است يعنى مشبّه را شگفت و نو به حساب آرند . بدين‌گونه كه مشبّه‌به شگفت و ناآشناى با ذهن آورده مىشود يا براى جلوه دادن آن مشبّه به صورت چيزى كه عادتا محال است . مانند اين‌كه ذغالى را كه در آن جرقه‌هاى افروخته وجود دارد به دريايى از مشك كه داراى موجهاى زرين است تشبيه كنيم . و مانند سخن او : و كأنّ محمّر الشقي * ق إذا تصوّب أو تصعّد « 1 » أعلام ياقوت نشر * ن على رماح من زبرجد و گويا لاله‌هاى سرخ هنگامى كه در وزش بادها به طرف پايين يا بالا مىگرايد چونان پرچم‌هايى از ياقوت است كه بر نيزه‌هاى زبرجدين گسترده شده باشد . « 2 » [ در اين مثال لاله‌هاى سرخ به چيزى تشبيه شده است كه شكل گرفتن آن عادتا محال است و آن پرچم‌هايى از . . . ] . و إمّا لندور حضور المشبّه به فى الذّهن عند حضور المشبّه كقوله : و يا استطراف پديده اين است كه حضور مشبّه‌به در ذهن همراه با حضور مشبه كم است . مانند سخن او : انظر اليه كزورق من فضّة * قد أثقلته حمولة من عنبر به آن [ هلال ] نگاه كن چونان قايق نقره‌اى است كه بارى از عنبر آن را سنگين كرده است . توضيح : اين شعر را ابن معتز در وصف هلال سروده است . هدف از تشبيه در اين شعر استطراف مشبّه است . يعنى شاعر مىخواهد مشبّه را چيزى تازه و شگفت جلوه دهد ؛ و وجه استطراف اين است كه هنگام حضور يافتن مشبّه ( هلال ) در ذهن ، حضور پيداكردن قايق نقره‌اى كه بار سنگينى از عنبر داشته باشد

--> ( 1 ) - اين شعر از صنوبرى است . ( مترجم ) ( 2 ) - و مانند اين شعر انورى : ساغرش پر باده رنگين چنان آيد به چشم * كز ميان آب روشن بر فروزى آذرى و مانند اين شعر مير شمس الدين فقير دهلوى : بود گلبن كه دارد غنچهء پربار * زمرّد بال مرغى لعل منقار